X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 03:20 ق.ظ

چسبا زیر آب داغ گوله گوله شد و کنده شد. همین‌طوری دستام رو می‌شستم و فکر می‌کردم که دیشب چی یادم اومد که یه‌هو زدم وسط سرم و گفتم ای وای بر من...چه کرده بودم من...دقیقا همین‌طوری و اصلا باورم نمی‌شد که اون آدمی که تو اون خاطره یادم اومد من بودم..اما سال پریشبا..یا قبلش؟ نمی‌دونم کی بودش که بم گفت خودت رو ببخش بابت هر چی بود و نبود..
گفت این رو بت می‌گم چون ارزشش رو داری...
اصلا امشب سال رو دیدم که سرش تو گوشیش بود و لبخندی رو لبش..داشت با دوستای دوره‌ی دانشجویی‌اش حرف می‌زد...گشته بودن پیداش کرده بودن..فکر کردم کسی من رو می‌گرده؟ کسی دنبالم هست؟ کسی دلش می‌خواد پیدام کنه..

چرا باید مقایسه کنم؟

خوب کی باید دنبال من بگرده وقتی آدمام رو پیش خودم دارم..سال و بچه‌ها..و خودم.

به خودم گفتم خودت چی؟ دنبال خودت گشتی؟ پیداش کردی؟

شونه بالا انداختم..نمی‌دونم واقعا...اما برا فردا خورش بامیه می‌پز از اون عربیای درجه یک..یه قسمت بزرگم رو تو این چیزا پیدا می‌کنم آخه.