X
تبلیغات
زولا

الصدمه

چهارشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 02:33 ق.ظ

چند سال پیش، رمضان، ام بی سی برنامه‌ای به نام الصدمه پخش می‌کرد. تعریفش را توی لینک می‌شود ببینید. فارسی‌اش نبود. القصه این‌که در این برنامه که در اکثر قریب به اتفاق کشورهای عربی پخش شد.
در یکی از برنامه‌ها دختری از امارات که نمی‌دانم کدام امارتش بود دقیقا، یعنی یادم نمانده، رفتار ناشایستی ازش سر می‌زند. شاید مثل سر مادرش داد و بیداد می‌کند در ملاء عام یا با خدمتکارش بدرفتاری می‌کند یا با شوهرش یا مادرشوهرش یا با یکی از توریست‌ها..یادم نمانده. اما این مهم نیست مهم این است که خودم آدم‌ها از تبعه و شهروند و توریست می‌آمدند به‌اش می‌گفتند خانم خوب نیست این رفتار ازت سر بزنه تو دختر شیخ زایدی..دختر این خاکی..
محبت و احترام و قدردانی بود که از حرف‌هایشان نسبت به کشورشان و شیخش و خدماتی که به‌اشان ارائه داده بود را حس می‌کردی. خوب حتما سیستمشان مثل هر چیز دیگری در این دنیا مشکلاتی دارد. نقص‌هایی دارد.. تجاوز و تعدی‌هایی دارد اما حرف من از احساس تعلق  و دوست داشتن است که به آدم دلگرمی و حس امنیت می‌دهد. ریشه‌اش را حس می‌کند که از جوی خاندانش از اصل و نسبش آبیاری شده نه که قطع شده. خودش را بی‌ارزش حس نمی‌کند که در اثر همین بی‌ارزشی به خاکش و مسئولین خاکش و رئیس جمهورش و هر که و هرکه فحش بدهد.

کاری که مثل آب خوردن امشب اتابک انجام داد.

من داشتم برعکسش را فکر می‌کردم. تصور می‌کردم. تجسم می‌کردم که دوربینی مخفی بوده و در برنامه‌ای که اسمش شوک بوده مثلا در ایران  و البته تلویزیونی انترنتی پخشش می‌کند نه دولتی..زنی دختری مرتکب اشتباهی می‌شود. داشتم فکر می‌کردم چند نفر از آدم‌هایی که می‌آمدند به‌اش به فرض تقریبا محال تذکر بدهند به‌اش خواهند گفت:
آبروی دولت و حکومت ما را با این کارهایت نبر. تو دختر فلان کسی..تو دختر ایرانی..تو دختر بهمان کسی...بهمانی پدرمان است..زشت است و باعث سرافکندگی که اسم فلان آدم و بهمان کس‌مان به‌خاطر این عمل بد و زشت بود تو لکه‌دار شود. به‌خاطر کشور و وطن‌مان به‌خاطر احترام به خودمان و عادات و تقالیدمان..
حتی تصورش در وهله‌ی اول می‌خنداندم...و بعد می‌تراسندم.

این‌که اصلا به ذهنم کسی خطور نخواهد کرد و البته به حق که بخواهد برای آبروی دولتی..حکومتی..آدمِ سیاسی‌ایی اهمیت بدهد..چرا؟ چون محبت و روابطه‌ی عاطفی نیست بین مردم و طرف مقابل...چون اعتماد سلب شده..چون مردم همیشه حس می‌کنند حق‌شان داده نشده..ازشان دزدی شده...سرشان کلاه رفته و واقعا هم همین‌طور است..چون اگر حسی است از روی حس اممتنان و تشکر و قدردانی نیست، اکثر قریب به اتفاق اگر افکار و منش‌شان به منش دولت و حکومت نزدیک باشد و دلبستگی‌شان به طبع احساس‌شان به‌خاطر همین باشد..جز این من که ندیدم کسی از ته دل به‌خاطر مسئله‌ای اتفاقی رویدادی چیزی احساس هم‌دلی و همسویی داشته باشد با این جریانات.
ما راضی نیستیم. حق هم داریم. اما حیف است.
دلم خواست راستش.
الصدمه در عربی به معنای شوک و تکان خوردن و ایست بعدی احساس است.الصدمه برای من این بود. همین تجسم و نتیجه بود.