X
تبلیغات
زولا

شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 05:30 ق.ظ
کتاب ریشه‌های شر را تمام کردم. کتابی پلیسی جنایی بود و سرگرم‌کننده. لابه‌لایش طنز خاص فیلم‌ها و سریال‌های آمریکایی هم بود طبعا. و تلاشی برای آموزش نویسندگی. تلاشی باسمه‌ای البته.
اگر مثل من داستان‌های آگاتاکریستی را دوست دارید از این هم خوش‌تان می‌آید.
و حالا  باقی‌مانده‌ی جلد دوی آناکارنینا را شروع کردم که لابه‌لایش به لوین و زدن‌های مکرر به سرش و لگداندازی‌اش فحش می‌دهم. کیتی تا حد مرگ حوصله‌ام را سر می‌برد. دالی بدتر. ورونسکی ضعیف است. بقیه خنثی.
با آناکارنینا هم که هم‌دل نیستم و تاییدش نمی‌کنم. مخصوصا وقتی قسمت تنها ماندن پسرش را می‌خوانم. که هر زنی را می‌بیند می‌گوید ماما.
این عدم هم‌دلی باعث نمی‌شود که دلم برایش نسوزد.
ورونسکی هم گواد است و درش شک نیست. دیگر؟
همین.
جنگل‌های روسیه خوب است. و مراسم مرباپزی.