X
تبلیغات
زولا

دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 01:19 ق.ظ

مادرم قزل کباب کرد. کی قزل دوست دارد؟ منظورم این است که طرفدارش نیستم اما مادرم طوری کبابش کرد با حشوی داخلش که همان سرد شده خوردمش. بقیه‌اش را برای نانا سرخ کرد.

آن‌قدر خوشمزه بود که برنج سرد و کم را با نارنج و حشوی توی ماهی قاتی می‌کردم و فکر می‌کردم...مادرم...فقط مادرم می‌تواند یک قزل چاق و چله‌ی گوژپشت‌نتردام‌دار را این‌طور شریف و با اصل و نسب کباب کند.

با خودم فکر کردم چطور تا حالا فکر می‌کردم قزل ماهیِ بلدنیست‌هاست؟ ماهی آسان است؟ ماهی راحت است؟

مادرم وقتی آوردش سر سفره و چشیدمش تندی و ترشی و ادویه و سبزی‌اش که به جانم نشست مادرم گفت دوست نداری تو قزل ها؟

مثلا انگار شرمنده باشد که ماهی خوب دریا یا شط نیاورده و پرورشی گذاشته باشد جلویم.

گفتم من؟! غلط کرده‌ام با هفت و جد و آبائم.

خندید سرخوشانه و رفت که چای دم کند. چای روی منقل بعدش.