X
تبلیغات
رایتل

پنج‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 03:44 ب.ظ

*خرمشهر اردیبهشت۹۷ در اشغال عراقی ها*





*سکانس اول:بازار ماهی فروشان خرمشهر*




باشور و اشتیاق مانند اکثر جمعه ها که به بچه ها قول ماهی خوردن داده بودم وارد بازار ماهی فروشها شدم.ازدحام نامتعارف جمعیت و چهره های ناشناخته انها تعجب برانگیز بود.


*اقا ببخشید صبور کیلوچند؟*


*قابل نداره خانم۸۵۰۰۰تومان*


غرفه کناری

*اقا حلوا سیاه کیلوچند؟*


مرد ماهی فروش سرگرم شمردن دلارها و دینارهای مرد عراقی بود که ماهیهایش را خریده بود و مرد عراقی هم با چهره ای بشاش در حال آماده کردن صندوق کائوچوبی برای بردن ماهی هایش بود.

صدایم را کمی بلند تر کردم و از ماهی فروش پرسیدم: *اقا پرسیدم حلواسیاه کیلوچنده؟*


*ماهی فروش که تازه متوجه حضور من شده بودگفت: ۴۵۰۰۰ تومان*


*گفتم:عامو هفته پیش ۱۸۰۰۰ تومان بود چی شده اینقدر گرون شده؟*


*گفت:نمیبینید امروز مشتری عراقی زیاده؟*



داخل بازار هرچه گشتم ماهی ارزان کمتر از ۳۰۰۰۰ تومان پیدانکردم .حتی قزل الای پرورشی هم در بازار نبود.

اما تا دلتان بخواهد صفا و شادی در دل ماهی فروش ها بود که ماهی هایشان را با قیمت بالا با دلارو دینارهای عراقیها عوض کرده بودند.


*اما به چه قیمتی*


*به قیمت دست خالی برگشتن خانواده های خرمشهری از بازار ماهی فروش ها*



*خرمشهری های همیشه مظلوم*



بالاخره هم مرغی خریدم برای بچه ها مرغ سرخ شده به جای ماهی سرخ شده دادم و به بچه هایم گفتم بخورید به سلامتی عراقی ها و چشمتان را ببندید و تجسم کنید که ماهی میخورید که همین مرغ هم دست کمی از ماهی ندارد و یک مرغ ۲۷۰۰۰ تومان شده ...



*ادامه دارد...*



 

*رقیه جعفری فعال اجتماعی خرمشهر*