چهارشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 04:42 ق.ظ

نانا برایم یک خاطره تعریف کرد.

- وقتی کوچولو بودم ژیلت بنفش رنگت  رو از روی میز آرایشت برداشتم و کشیدمش پشت دستم... یه کم زخم شد. ترسیدم..بعد تو اومدی و زخم رو دستم رو دیدی و بوسیدی‌اش و گفتی کجا اووخ شدی؟ کی این‌طوری‌ات کرد؟ من گفتم تو مهدکودک این‌جوری شدم. تو گفتی من هنوز تو رو مهدکودک نبرد‌َه‌م نانا.